خانه عناوین مطالب تماس با من

یک ایرانی در آمریکا!

یک ایرانی در آمریکا!

جدیدترین یادداشت‌ها

همه
  • داستان (رمان) و رستوران
  • زامبی‌ها
  • پایان‌های غافلگیرکننده در کتاب‌های صوتی
  • شکر
  • گربه
  • شطرنج
  • خانه‌ی سالمندان
  • جزییات
  • بوی پیتزا
  • تاثیر حرف‌ها
  • ماه مبارک
  • ماه مبارک
  • بهارنارنج
  • دردِ گردن
  • حنا و هنر مدرن
  • جایزه
  • مامان
  • خانه‌ی سالمندان
  • دعوا
  • کولر آبی
  • خاطرات ایران - داروخانه
  • چرخ بر هم زنم ار غیر مرادم گردد
  • خاطرات ایران- قیمت‌ها
  • خاطرات ایران - خدمات مشتریان
  • دعوا
  • پیری
  • شمارش
  • دوشواری‌های کودکان دوزبانه -۴
  • شروع شد ...
  • زندگی
  • بهشت روی زمین
  • قصه‌ی شب
  • دموکراسی به سبک حنا
  • روز اول مدرسه
  • آموزش مهربانی با حیوانات به کودکان!
  • روزهای هفته
  • تعجیل!
  • دوشواری‌های کودکان دوزبانه - ۳
  • خوابِ حنا
  • کودکانِ دورانِ کرونا
  • مهربانی با طبیعت
  • یک‌سال گذشت
  • سه‌سال به بالا!
  • سفر کنیم و مَخافَت کشیم و خوش باشیم ...
  • دوشواری‌های کودکان دوزبانه - ۲
  • دوشواری‌های کودکان دوزبانه - ۱
  • جادوگری در عصر دیجیتال
  • تعلیمات دینی خردسالان
  • نقشِ مقصود
  • تکامل و روح و روان

بایگانی

  • اسفند 1402
  • بهمن 1402
  • دی 1402
  • آذر 1402
  • آبان 1402
  • مهر 1402
  • شهریور 1402
  • مرداد 1402
  • تیر 1402
  • خرداد 1402
  • اردیبهشت 1402
  • فروردین 1402
  • آبان 1401
  • مهر 1401
  • شهریور 1401
  • مرداد 1401
  • تیر 1401
  • خرداد 1401
  • اردیبهشت 1401
  • فروردین 1401
  • اسفند 1400
  • بهمن 1400
  • آذر 1400
  • آبان 1400
  • مهر 1400
  • تیر 1400
  • خرداد 1400
  • اردیبهشت 1400
  • فروردین 1400
  • اسفند 1399
  • بهمن 1399
  • دی 1399
  • آذر 1399
  • آبان 1399
  • مهر 1399
  • شهریور 1399
  • مرداد 1399
  • تیر 1399
  • خرداد 1399
  • اردیبهشت 1399
  • فروردین 1399
  • اسفند 1398
  • بهمن 1398
  • دی 1398
  • آذر 1398
  • آبان 1398
  • مهر 1398
  • شهریور 1398
  • مرداد 1398
  • تیر 1398
  • خرداد 1398
  • اردیبهشت 1398
  • فروردین 1398
  • اسفند 1397
  • بهمن 1397
  • دی 1397
  • آذر 1397
  • آبان 1397
  • مهر 1397
  • شهریور 1397
  • مرداد 1397
  • تیر 1397
  • خرداد 1397
  • اردیبهشت 1397
  • فروردین 1397
  • اسفند 1396
  • بهمن 1396
  • دی 1396
  • آذر 1396
  • آبان 1396
  • مهر 1396
  • شهریور 1396
  • مرداد 1396
  • تیر 1396
  • خرداد 1396
  • اردیبهشت 1396
  • فروردین 1396
  • اسفند 1395
  • بهمن 1395
  • دی 1395
  • آذر 1395
  • آبان 1395
  • مهر 1395
  • شهریور 1395
  • مرداد 1395
  • تیر 1395
  • خرداد 1395
  • اردیبهشت 1395
  • فروردین 1395
  • اسفند 1394
  • بهمن 1394
  • دی 1394
  • اردیبهشت 1394
  • فروردین 1394
  • اسفند 1393
  • بهمن 1393
  • دی 1393
  • آذر 1393
  • آبان 1393
  • مهر 1393
  • شهریور 1393
  • مرداد 1393
  • تیر 1393
  • خرداد 1393
  • اردیبهشت 1393
  • فروردین 1393
  • اسفند 1392
  • بهمن 1392
  • دی 1392
  • مرداد 1392
  • تیر 1392
  • خرداد 1392
  • اسفند 1391
  • دی 1391
  • تیر 1391
  • خرداد 1391
  • اسفند 1390
  • دی 1390
  • آذر 1390
  • آبان 1390
  • مهر 1390
  • مرداد 1390
  • تیر 1390
  • خرداد 1390
  • اردیبهشت 1390
  • فروردین 1390
  • اسفند 1389
  • بهمن 1389
  • دی 1389
  • آبان 1389
  • مهر 1389
  • شهریور 1389
  • تیر 1389
  • خرداد 1389
  • اردیبهشت 1389
  • فروردین 1389
  • بهمن 1388
  • دی 1388
  • آذر 1388
  • آبان 1388
  • شهریور 1388
  • مرداد 1388
  • تیر 1388
  • اردیبهشت 1388
  • فروردین 1388
  • اسفند 1387
  • بهمن 1387
  • دی 1387
  • آذر 1387
  • مهر 1387
  • شهریور 1387
  • تیر 1387
  • خرداد 1387
  • اردیبهشت 1387
  • فروردین 1387
  • بهمن 1386
  • دی 1386
  • آذر 1386
  • آبان 1386
  • مهر 1386
  • شهریور 1386
  • مرداد 1386
  • تیر 1386
  • خرداد 1386
  • اردیبهشت 1386
  • فروردین 1386
  • اسفند 1385
  • بهمن 1385
  • دی 1385
  • آذر 1385
  • آبان 1385
  • مهر 1385
  • شهریور 1385
  • مرداد 1385
  • تیر 1385
  • خرداد 1385
  • اردیبهشت 1385
  • فروردین 1385
  • اسفند 1384
  • بهمن 1384
  • دی 1384
  • آذر 1384
  • آبان 1384
  • مهر 1384
  • شهریور 1384
  • مرداد 1384
  • تیر 1384
  • خرداد 1384
  • اردیبهشت 1384
  • فروردین 1384
  • اسفند 1383
  • بهمن 1383
  • دی 1383
  • آذر 1383
  • آبان 1383
  • مهر 1383
  • شهریور 1383
  • مرداد 1383
  • تیر 1383
  • خرداد 1383
  • اردیبهشت 1383
  • فروردین 1383
  • اسفند 1382
  • بهمن 1382
  • دی 1382
  • آذر 1382
  • آبان 1382
  • مهر 1382
  • شهریور 1382
  • مرداد 1382

جستجو


آمار : 161205 بازدید Powered by Blogsky

عناوین یادداشت‌ها

  • سرعت‌گیر چهارشنبه 20 آذر 1398 23:38
    فیلم دکتر استرنج‌لاو (Dr. Strangelove) ساخته‌ی استنلی کوبریک محصول سال ۱۹۶۴ است. یادم میاد این فیلم رو توی برنامه‌ی هفت که اون‌روزهای خیلی قدیم اول کل یک فیلم رو می‌گذاشت و بعد نقدش می‌کرد دیدم (همون برنامه‌ی هفتی که مهران مدیری ادای مجریش رو در می‌آورد). اگه درست یادم باشه به فارسی «ماشین روز قیامت» ترجمه‌اش کرده...
  • صداهای آسمانی چهارشنبه 20 آذر 1398 23:01
    صدای ترک خوردن نبات توی فنجون چایی داغ!
  • تأملات جاده‌ای ۱- جی‌پی‌اس سه‌شنبه 19 آذر 1398 14:45
    یکی از نتایج جالب استفاده از جی‌پی‌اس اینه که نشون می‌ده هرچی هم توی جاده با سرعت حرکت کنیم و لایی بکشیم و خط‌ عوض کنیم و حرص بخوریم، زمان رسیدن به مقصدی که مثلا یک ساعت از ما فاصله داره حداکثر در حد یکی دو دقیقه عوض می‌شه. مثلا در یک مورد، یک راننده‌ی بد (پسر هم‌سایه‌مون) بیشتر یک مسیر ۶۵ مایلی رو ۱۵ مایل بر ساعت...
  • رقابت جمعه 15 آذر 1398 22:52
    ۱- حنا و دوستش زینب خونه‌ی ما هستند. کلا برنامه‌شون اینه که ۵-۶ دقیقه باهم بازی‌ می‌کنند، بعد ۵-۶ دقیقه با هم دعوا می‌کنند. و دوباره بازی و دوباره دعوا. داشتند سر یک عروسک با هم دعوا می‌کردند. هردوشون می‌خواستن دقیقا همون عروسک را - که شاید زشت‌ترین عروسک از بین ۵-۶ عروسکی بود که داشتند - بغل کنند... نیم ساعت بعد...
  • خوف و رجا پنج‌شنبه 14 آذر 1398 23:55
    بچه بالاخره خواب رفته. الان نیم ساعتی هست. من کنارش نشستم و دارم کار می‌کنم. هر چند دقیقه با ترس بهش نگاه می‌کنم که بیدار نشده باشه که اگر بیدار بشه دیگه باید بیاید جسد من رو جمع کنید ببرید. هر لحظه ممکنه بیدار بشه... ولی هم‌زمان با این ترس، یه امید زیبایی هم مثل شمع ته دل من سو‌سو می‌زنه . امید این‌که شاید دیدی یه...
  • معرفی سخنران‌ها یکشنبه 10 آذر 1398 18:17
    این‌ سخنران‌هایی که دو صفحه در کمالات خودشون می‌نویسند می‌دهند یکی از روش بخونه مثلا معرفی‌شون بکنه، اینا آیا با خودشون فکر نمی‌کنند که سطح انتظار حضار را خیلی بالا می‌برند؟ و این‌که بعد کلی ملت شاکی می‌شوند از سخنرانی‌شون؟ طرف معرفیش یک ربع طول کشیده: رییس هیات مدیره‌ی این شرکت، معاون اول اون شرکت، مخترع پنج میلیون و...
  • فامیل یکشنبه 10 آذر 1398 18:05
    داشتم رانندگی می‌کردم حنا هم عقب روی صندلی کودک نشسته بود. نمی‌دونم چه بحثی شد ازش پرسیدم «می‌دونی مامانِ بابا کیه؟» گفت «نه!» گفتم «اِه! نمی‌دونی واقعا؟» گفت «نه!» گفتم «مامان جونه دیگه!» کلی با تعجب گفت« ا‌ِه‌ه‌ه‌!‌ راست می‌گی؟؟؟» گفتم «آره دیگه. پس مامان‌جون کیه؟‌» چیزی نگفت. دیدم قضیه داره جالب می‌شه سریع پرسیدم...
  • صحنه‌های گرافیک پنج‌شنبه 16 آبان 1398 11:47
    نامیدن صحنه یا فیلم یا عکس یا توصیفی با عبارت «گرافیک»‌ در اخبار و اطلاع‌رسانی مرسوم است. معنی اصطلاح «گرافیک» (که با این کاربرد در لغت‌نامه‌ها دیده نمی‌شود) اینست که صحنه یا فیلم یا عکس یا توصیف ارائه شده دارای جزییاتی است که برای بیننده یا شنونده یا خواننده ممکن است ناراحت‌کننده باشد. خیلی‌ جاها در دنیا در اخبار،...
  • اطمینان چهارشنبه 24 مهر 1398 21:05
    حنا فقط اجازه داره روز‌های سه‌شنبه آدامس بخوره. خوش‌بختانه خودش به این قانون پای‌بنده، و هنوز یاد نگرفته که می‌شه یواشکی هم آدامس خورد بدون این‌که کسی متوجه بشه. ولی با این وجود خیلی نسبت به انواع آدامس‌ها کنجکاوی نشون می‌ده. دیروز من که نبودم یک بسته‌ی آدامس ۲۰ تایی رو از روی میز من برداشته، کاغذ روی یکی‌یکی آدامس‌ها...
  • قانون‌مداری یکشنبه 3 شهریور 1398 14:54
    ۱- برای پرستار حنا، از مادربزرگِ بسیار محترمی که بسیار بسیار از طریق دوستان سفارش شده بودند با کلی اصرار و خواهش خواسته بودیم که لطف کنند و بیایند چندروزی به ما کمک کنند. پریروز با حنا رفتم ایستگاه مترو که ایشون رو برای بار اول سوار کنم بیارم خونه. خانم پرستار که دید حنا توی صندلی ایمنی روی صندلی عقب نشسته گفت که من...
  • هبوط یکشنبه 27 مرداد 1398 20:23
    ۱- شیشه‌های ماشین رو توی پارکینگ دانشگاه وسط روز روشن شکستند که از ماشین دزدی کنند. هیچ‌چیز چشم‌گیری هم توی دید نبوده. داشتم پرستار حنا رو می‌رسوندم،‌ حنا هم توی ماشین بود.حنا وسط حرف‌های ما شنید که شیشه‌های ماشین رو شکستند. پرسید کی شیشه‌ی ماشین رو شکسته؟‌ گفتم یه آقایی. گفت چرا شکسته؟ چند تا جمله شروع کردم بگم ولی...
  • بانمکیان شنبه 26 مرداد 1398 17:11
    در جواب اون‌هایی که مدام می‌گن «وای!‌خدای من!‌ این بچه‌ها که خیلی بانمکن!‌ پس چرا زیر چشاتون گود افتاده؟ چرا رنگتون زرد شده؟» می‌خواستم بگم که همون‌طور که بارها هم گفتم درسته، این بچه‌ها خیلی بانمک‌اند، مشکل اینه که دوز (dose) شون بالاست. مثالش شبیه چلوکباب می‌مونه. چلوکباب مگه بده؟‌ خیلی هم عالی. یه روز ظهر یا عصر که...
  • صندلی ایمنی کودک جمعه 25 مرداد 1398 18:32
    صندلی ایمنی کودک یا Child Safety Seat که توی آمریکا به صورت اختصار car seat خوانده می‌شود روی صندلی عقب خودرو بسته می‌شود، و کودک، داخل آن، توسط کمربندهای مخصوصی محکم می‌گردد. طبق قوانین آمریکا کودکان زیر ۲ سال می‌بایست داخل صندلی ایمنی کودک که رو به عقب قرار دارد روی صندلی عقب بسته شوند (یعنی روی کودک باید به سمت...
  • ایران، ۱۲۰ سال پیش چهارشنبه 16 مرداد 1398 20:48
    سر هنری مورتیمر دورَند (Sir Henry Mortimer Durand) ۱۹۲۴-۱۸۵۰ دیپلماتی بریتانیایی بود که در هند و پاکستان و افغانستان و ایران تاثیر فراوان داشته است * .آقای دورَند (که نامش به فارسی دوراند و دیورند هم نوشته می‌شود) بین سال‌های ۱۸۹۴ تا ۱۹۰۰ میلادی مصادف با ۱۲۷۳ تا ۱۲۷۹ شمسی وزیرمختاربریتانیا در تهران بود. این دوره مصادف...
  • فرزند اول،‌ فرزند دوم سه‌شنبه 8 مرداد 1398 23:25
    تقدیم به تمامی فرزندان دوم (و دوم به بعدِ) خانواده‌ها (از جمله نگارنده) فرزند اول: تعداد عکس‌های گرفته شده از فرزند اول در روزی که به دنیا اومده:‌ بیش از دوازده هزار قطعه عکسِ دوبعدی و سه بعدی و چهاربعدی توسط پنج دوربین مختلف عکاسی و فیلم‌برداری. فرزند دوم: اولین عکسی که از نامبرده موجود است احتمالا مربوط به زمانی بین...
  • انگشت انگشت مبر تا خیک خیک نریزی شنبه 29 تیر 1398 16:17
    « نفط فروشی بشاگرد دکان می آموخت که گاهِ سنجش، با فشردن بپلۀ ترازو از فروشنده زیادت ستاند و بخریدار کم دهد. شاگرد او را از کیفر آن جهانی هراس می داد و او از گناه باز نمی‌ایستاد. تا آنگاه که مرد بامید سودی سفر دریا پیش گرفت و کشتی بخیک های نفط انباشته بود. طوفان برخواست. ناخدا بِسَبُک کردن کشتی فرمان داد. بازارگان از...
  • هیچ‌کدوم! چهارشنبه 26 تیر 1398 18:49
    داریم میریم بیرون: « این لباس رو می‌پوشی یا اون‌یکی رو؟» توی خیابون: «دست مامان رو می‌گیری یا دست بابا رو؟» سر صبحانه: «‌نون‌پنیر می‌خوری یا نون کره؟» شب قبل خواب: «این یکی مسواک رو می‌زنی یا اون‌یکی رو؟ » بچه‌ها قبل از حوالی سه‌سالگی فکر می‌کنند که در جواب چاره‌ای ندارند جز این‌که یکی از دو گزینه‌ی ارائه شده رو...
  • خونه‌ی مادربزرگه یکشنبه 9 تیر 1398 19:19
    به همکار فنلاندیم می‌گفتم که «حنا در طول روز فقط اجازه داره نیم‌ساعت جلوی نمایشگر بشینه (اصطلاحا اینجا میگن اسکرین تایمش مثلا نیم ساعته). فقط هم یک نمایش عروسکی قدیمی ایرانی رو می‌بینه (منظورم خونه‌ی مادربزرگه بود)». گفت می‌شه یه تیکه‌اش رو ببینم؟‌ براش از یوتیوب گذاشتم. مادربزرگه رو دیده میگه این جادوگر بدذات...
  • که عشق آسان نمود اول، ولی افتاد مشکل‌ها یکشنبه 9 تیر 1398 19:06
    به نظر شما آیا این خیلی خوب نیست که بیشتر کارها اولش - به اشتباه - آسان به نظر میان؟ وگرنه فکرش رو بکنید، کی عاشق می‌شد؟‌ کی ازدواج می‌کرد؟ کی می‌رفت دانشگاه؟‌ کی دکترا می‌گرفت؟ کی مبارزه می‌کرد؟ کی اختراع می‌کرد؟ کی اکتشاف می‌کرد؟ کی شاه‌نامه می نوشت؟ کی بچه‌دار می‌شد؟ ... ممنون یا ایها‌الساقی که همه اینا رو اول آسان...
  • اعتیاد به حقوق جمعه 24 خرداد 1398 23:01
    دوستی می‌گفت: «درآمد آدم مثل ماده‌ی مخدر می‌مونه. اولین حقوقی که می‌گیری خیلی مزه می‌ده. بعد کم‌کم بهش عادت می‌کنی و معتادش می‌شی. از اون به بعد دیگه اون درآمد ماهانه یا حقوق لذت و رضایتی نمیاره،‌ فقط،‌مثل اعتیاد به مواد مخدر، نبودش درد میاره. حقوقت که بیشتر می‌شه، مثل اینه که دوز رو ببری بالا. اولش که دوز رو می‌بره...
  • صدآفرین سه‌شنبه 7 خرداد 1398 23:57
    ۱- حنا داره حرص می‌خوره که ناهار عروسکش دیر شده. واقعا هم ناراحته. یعنی از قیافه‌ و حرف زدنش و حرکات و سکناتش معلومه که خیلی ناراحته. برای ما بزرگ‌ترها این ابراز و ظهور احساسات بچه‌ها جالبه. ما این رفتار رو بامزه تلقی می‌کنیم و این وابستگی‌ها و نگرانی‌ها و دغدغه‌های غیر واقعی و توخالی حتی ممکنه لبخند به لبان ما بیاره....
  • اعصاب پولادین بچه‌ها سه‌شنبه 31 اردیبهشت 1398 00:03
    مکالمات یک مامان با دخترش سر شام:- مامانم! دستت رو تا آرنج نکن تو کاسه‌ی ماست، با قاشق ماست رو بردار.- نرو روی میز. میز که جای راه رفتن نیست. همین‌جا رو صندلیت مثل یک خانوم بشین.- سالاد رو چرا می‌ریزی رو زمین،‌ خوب دوست نداری بگذار کنار بشقابت دیگه! - نه! نه!‌ نه!‌ دیس به این بزرگی رو که نمی‌تونی بلند کنی. میندازی...
  • نتایج مثبت بودنِ زیادی! سه‌شنبه 24 اردیبهشت 1398 15:08
    ۱- محله‌ی ما که بین دوستان به محله‌ی فهادان معروفه (از دوستان یزدی‌تون بپرسید چرا) توش انواع و اقسام حیوانات بزرگ پیدا می‌شوند: اسکانک (راسوی شمالی)،‌ راکن، انواع آهو، بوقلمون، گربه‌ی وحشی،‌ شیرجنگلی،‌ و از جمله کایوتی (یا کایوت) که گرگ آمریکای شمالی است. این عکس پایین رو چند هفته پیش از توی ماشین گرفتم. اول فکر کردم...
  • مطالب «جدید» پنج‌شنبه 19 اردیبهشت 1398 00:05
    مطالب به اشتراک گذاشته شده در شبکه‌های اجتماعی از یک قانون نانوشته پیروی می‌کنند و آن این‌که مطلبی که به اشتراک گذاشته می‌شود باید «جدید»‌باشد. لزومی ندارد که مفهوم یا ایده‌ی آن مطلب جدید باشد بلکه باید «برچسب جدید» خورده باشد. مثلا مقاله‌ای باشد که امروز چاپ شده یا پست وبلاگی که تاریخ امروز دارد. به نظر می‌آید شاید...
  • عکس‌‌‌! چهارشنبه 18 اردیبهشت 1398 03:57
    مهمونی جشن تولدِ کودک یکی از دوستان هستیم. جناب دوستم - که اصولا خیلی در قید و بند این حرف‌ها هم نیست - با دقت پس‌زمینه‌ی عکس‌ها رو انتخاب می‌کنه و برای گرفتن هر عکسی فرزندش رو محکم در آغوش می‌کشه و با دقت مواظبه که عکس‌ها به ظاهر فوق‌العاده مهربانانه باشند. فرزندش رو خیلی دوست داره و خیلی هم بهش محبت می‌کنه ولی این...
  • داستانِ خیلی کوتاهِ یک زندگی یکشنبه 15 اردیبهشت 1398 13:58
    "Any recommendation on a nearby affordable caring facility for my ex-wife, 53 yo, who is now bedbound due to a terminal brain cancer?" یکی از همسایه‌ها فرستاده توی وبسایت محله...
  • اعتماد به نفس بابایان در طول زمان چهارشنبه 11 اردیبهشت 1398 20:09
    راهنمای نمودار:منحنی سبز:‌ نمودار متوسط اعتماد به نفس یک انسان عادی (بدون فرزند) در گذر زمان از تولد تا پیریمنحنی قرمز:نمودار متوسط اعتماد به نفس بابایانA. تصمیم به بچه‌دار شدن گرفتنB. خدای من!‌ من قراره بابا بشم. واااای!C. [به دنیا اومدن بچه] اوپس!‌ فکر کنم دردسرهای قضیه رو خیلی دست‌کم گرفته بودم.D. [آخر هفته‌ی اول-...
  • عطف بما سبق پنج‌شنبه 15 فروردین 1398 23:49
    قوانین کیفری در برخی کشورهای دنیا به صراحتِ‌ قانون اساسی «عطف بما سبق» نمی‌شوند. به این‌معنی که اگر در زمان وقوع عملی آن عمل جرم نبوده و بعدا قانونی وضع شده که آن را جرم می‌شمرده،‌مرتکب عمل مجازات نمی‌شود. پیشنهاد بنده اینست که یک اصلاحیه بزنند که اگر عملی در زمان وقوعش وجــداناً،‌اخــلاقاً و مطابق هر عقل سلیمی واضح و...
  • فربهی اطلاعات چهارشنبه 14 فروردین 1398 22:10
    قدیم‌ها لاغر بودن نشانه‌ی فقر بود و فربهی نشانه‌ی زندگی مرفه‌ داشتن و دارا بودن. امروز - حداقل درجوامع مرفه - قضیه برعکس است. غذا فراوان است و ارزان، مرفهان جامعه با دقت بیشتری غذا می‌خورند و چاق نمی‌شوند،‌ فقیران به غذایشان بی‌توجه‌اند و چون غذا فراوان است و ارزان، زیاد می‌خورند و می‌بایست با انبوه بیماری‌های مرتبط...
  • کابوس و مثبت‌اندیشی دوشنبه 12 فروردین 1398 16:36
    در کنار همه‌ی بدبختی‌هایی که به دنبالش میاد، یکی از نتایج مثبت محقق شدن یک کابوس‌ اینه که دیگه اون کابوس به سراغتون نمیاد. من همیشه کابوس این رو داشتم که وسط بیابون بی‌آب و علف، در سرمای شدید و باد، پاسی از شب گذشته،‌ با زن و بچه‌ی کوچیک توی ماشین،‌ توی جاده‌ای که موبایل خط نمی‌ده ماشین آدم یه دفعه جوری خراب بشه که...
  • 354
  • 1
  • 2
  • 3
  • صفحه 4
  • 5
  • ...
  • 12