پایان‌های غافلگیرکننده در کتاب‌های صوتی

یکی از فرق‌های جالب بین کتاب چاپی و کتاب صوتی اون حس نزدیک شدن به آخر کتابه. وقتی یه کتاب کاغذی رو ورق می‌زنیم، ناخودآگاه می‌فهمیم چند صفحه بیشتر نمونده و ذهنمون آماده می‌شه که داستان جمع‌بندی بشه. همین نشونه‌ی ساده باعث می‌شه انتظار پایان رو داشته باشیم و یه جورایی با نویسنده همراه بشیم.

ولی توی کتاب صوتی ماجرا فرق داره. اگه به زمان باقی‌مونده یا فایل‌ها نگاه نکنیم، هیچ علامتی از رسیدن به آخر نیست. داستان همین‌طور روان جلو می‌ره و یهو، بی‌هشدار، تموم می‌شه. همین بی‌خبری می‌تونه تجربه‌ای غافلگیرکننده بسازه؛ مثل وقتی که یه آهنگ خوش‌صدا توی یکی از موومان‌ها ناگهان تموم بشه درست وقتی هنوز دلمون می‌خواست ادامه پیدا کنه.

یادم میاد وقتی شرق بهشت (جان استاین‌بک) رو گوش می‌دادم دقیقاً همین حس رو داشتم. روایت اون‌قدر شیرین و روان بود که فکر می‌کردم هنوز ادامه داره. ولی یهو همه‌چی رسید به پایان. به یه پایان کامل و قشنگ رسید ولی باز هم شکه کننده بود. نه اینکه چیزی کم داشته باشه، برعکس، جمع‌بندی خیلی هم دلنشینی بود. فقط من هنوز خودمو آماده‌ی خداحافظی نکرده بودم.

شاید همین فرق باعث می‌شه کتاب‌های صوتی یه تجربه‌ی متفاوت از خوندن نسخه‌ی چاپی باشن: پایان‌هاشون غافلگیرکننده‌ترن، بی‌پیش‌زمینه‌تر، و در عین حال موندگارتر.